بس که چرته این روز(´・_・`)
+ " مامان و بابایی" که از ازدواج من دلسرد شدن
مامانی که صب بهم میگن " اصلا دیگه راضی نیستم ازدواج کنی"
بابایی که پیشش نمیتونم به آقاییم اس بدم حس میکنم ناراحت میشن
+ حس بدیه جواب دادن به فضولای خونوادمون
همش میپرسن پس چیشد؟
چرا ازدواج نکردی
خب عزیزه من طبیعتا اگه اتفاقی میوفتاد و من ازدواج میکردم شما قبلش به مراسم دعوت میشدی
وقتی میبینی ناراحت میشم چرا مکررا سوالاتتو میپرسی؟؟؟؟
فک میکنی من خیلی خوشالم ازین وضعی که پیش اومده؟؟؟
+ خدایا نمیدونم صلاح و مصلحتت چی بوده
ولی بازم شکرت
نمیخوام ناشکری کنم :(
+ میترسم با این شرایطی که پیش اومده همه چی تموم شه
توکل به خدا !!!
+ دور و بریایی که تو گوش پدر و مادرم میخونن " بابا حتما حکمتی بوده که کارشون جور نشد بیخیال شین مگه خانومی(من) چن سالشه؟؟
حالا کلی موقعیت داره برا ازدواج"
شاید منم جای شما بودم این حرفارو میگفتم
گفتن این حرفا برا شما آسونه
عمل کردن پدر و مادرمم به اون حرفا آسونه
ولی دل کندن من از عشقم "سخته"
میفمین؟؟؟؟
+ این روزا بیشتر ازونیکه فکرشو کنین خستم
همش دارم تظاهر میکنم که نه من خوبم
وضع روحیم خوبه
ناراحت نیسم
ولی هستم
غصه میخورم
حالم بده :(
+ مصلن قرار بود بریم مسافرت "مشهد"
یا امام رضا میدونم ازت خواسته بودم که منو بدون عشقم نخوا
الانم میگم منو بدون عشقم نخوا
ولی دلم تنگته :(
دنیای من خلاصه در وجود توست ^_^...ما را در سایت دنیای من خلاصه در وجود توست ^_^ دنبال میکنید
برچسب: فقط با تو عشقم,فقط با تو عشقم ویکی صدا,فقط با تو عشقم متن, نویسنده: بازدید: 32